تبليغاتX
باغ قاصدکها

باغ قاصدکها

قاصدک باز خبر آورده است......

۱...۵....۳...۴...۶.....

تاس می اندازم ۲ بیاید

۶دردی از من دوا نمیکند!!!

۲بیاید بهتر است

 یکی من یکی تو.....! 

 

"دلم نوشت"

نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط آزاده|

قاصدک هان تو خبر آوردی؟

از بهاران از شکوفه تو خبرآوردی؟

خوش خبر باشی ای دوست!

بعدسالی گرد بام ودر من میگردی!

انتظار خبرهاست مرا...!

از قناری از شکوفه...

ابر وباران بیشه زاران....

قاصدک!

بروهرجاوبگو..

که بهاران آمد

برو بر دوست گو...

که ترا منتظرست یک دل تنگ

قاصدک!

در دل من همه بی تاب بهارند!

بازهم بگذر بر ین خاک ووطن!

قاصدک بوی بهار...

تو نویدی..تو نوید!

که صدایی تو صدا...!

قاصدک !هان ولی..آخر...ای وای!

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام..آی! کجارفتی؟آی...!

راستی آیا دردانه هایم را

خواهی برد با باد؟

وآیا خبری آوردی؟

قاصدک!

آمد آیا جایی گل سرخی به جهان

یا خروشان است رود

 قاصدک !

ابرهای تیره همه شب در دل من میبارند

که از یاد برم

اندکی صبر سحر نزدیک است!

"دلم نوشت"
نوشته شده در چهارشنبه 9 فروردین1391ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط آزاده|

هیچ زمستانی ماندنی نیست

حتی اگر

تمام شبهایش یلدا باشد!!!!!!!


۱۰ روز تا پایان زمستان سرد۱۳۹۰.................

 

نوشته شده در شنبه 20 اسفند1390ساعت 11:55 بعد از ظهر توسط آزاده|

تو آیا قاصدکهای رها را دیده ای هرگز

که از شرم نبود شاد پیغامی

میان کوچه ها سرگشته می چرخند؟؟؟!!!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

وچشمان تو آیا

سوره ای از این کتاب هستی زیبا

تلاوت کرده با تدبیر؟؟؟!!!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 

 

تو رمز عاشقی از بال پروانه

میان شعله های شمع پرسیدی؟؟؟!!!

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

تو آیاهیچ میدانی

اگرعاشق نباشی مرده ای در خویش؟؟؟!!!

نمی دانی که گاهی شانه ای دستی کلامی رانمی یابی

ولیکن سینه ات لبریز از عشق است.....

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

ببینم با محبت مهر زیبایی

تو آیا جمله میسازی؟؟؟!!!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نفهمیدی چرا دلبسته فال فالگیری میشوی با ذوق

که فردا میرسد پیغام شادی

یک نفر با اسب می آید!

وگنجی هم تورا خوشبخت خواهدکرد!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

تو پرسیدی

خدارادر کدامین پیچ ره گم کرده ای آیا؟؟؟؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 

جوابم را نمی خواهی تو پاسخ داد؟؟؟!!!

زخود پرسیده ام در تو!

که آیا عاشق بوده ام آیا؟؟؟

جوابش را توهم البته میدانی!

سکوت مانده بر لب را!

تو هم ای من!

به گوش بسته می خوانی!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نوشته شده در پنجشنبه 18 اسفند1390ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط آزاده|

شعرهم اگر نگویم

مرا که هیچ گلی

هم نامم نیست

و هیچ خیابانی به نامم

چگونه به یاد خواهی آورد؟؟؟!!!

 

"مژگان عباسلو"


شعر همدم تنهاییم شده!

چنان که گویی وجودم وابسته به اوست!

همچون نفسم که وقتی از کالبد بیرون میرود

تمام وجودم انتظار برگشتنش را به سوگ می نشیند

که شاید

دوباره...لحظه ای......

و جوشش احساسی...!!!

 

"دلم نوشت"

نوشته شده در دوشنبه 15 اسفند1390ساعت 10:38 بعد از ظهر توسط آزاده|

می گویند:

دوری آدم را می سازد!

آدم را بزرگ میکند!

شاید آنقدر بزرگ

که گاهی

حوا را فراموش کند!

"دلم نوشت"

نوشته شده در یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط آزاده|

تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی

بدن عریانت را نشانش نده!

هیچگاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی داند

گریان مکن!

قلبت را خالی نگه دار

واگر یک روز خواستی

کسی را در قلبت جای دهی

سعی کن تنها یک نفر باشد

وبه او بگو

که بیشتر از خودت

وکمتر از خدا دوستش داری!

نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند1390ساعت 11:52 بعد از ظهر توسط آزاده|

آسمان را تنگ در آغوش میکشم

وسخت میگریم

وقتی تورا

پشت ابرهای بارانزای آسمان

گم میکنم!

"دلم نوشت"


مهلت می خوام فاصله ها/ دلم براش پرمیزنه

تواین سکوت بی رمق/ به سیم آخر میزنه

مهلت می خوام مهلت بدین/به چشم خیس وگریونم

گم شده ی قصه ی من /نشونی تو نمی دونم!

نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند1390ساعت 11:26 بعد از ظهر توسط آزاده|

به همین سادگی

که کلاغ سالخورده

با نخستین سوت قطار

سقف واگن متروک را

ترک می گوید

دل دیگر

درجای خود نیست

به همین سادگی!

 

حسین منزوی

نوشته شده در سه شنبه 2 اسفند1390ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط آزاده|

دوستی به من

یک نهنگ هدیه داد

یک نهنگ ِ غول پیکر ِ عجیب

یک نهنگ ِ مهربان ِ ساده ی نجیب

یک نهنگ را ولی کجا می شود نگاه داشت

توی حوض و تُنگ که نمی شود نهنگ را گذاشت

هیچ جا نداشتم

آخرش نهنگ را ، توی قلب خود گذاشتم !

جا نبود !

تُنگ ِ قلب ِ کوچکم شکست

زیر ِ رقص ِ باله های ِ آن نهنگ ِ مست

سالهاست

تُنگ ِ قلب ِ من شکسته است و این

یادگاری ِ قشنگ دوست است

هیچ کس

باورش نمی شود ولی به جای قلب

توی سینه ام نهنگ ِ دوست است !

 

عرفان نظر آهاری

نوشته شده در جمعه 28 بهمن1390ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط آزاده|


آخرين مطالب
» تاس:
» قاصد بهار:
» پایان زمستان:
» رمز عاشقی:
» یادمان شعر:
» آدم شدن:
» نصیحت چارلی چاپلین به دخترش:
» باران میبارم:
» کلاغ پر:
» قلب یا نهنگ:

Design By : Pichak